نمیدانم چرا رسوا شد این دل


نمیدانم چرا رسوا شد این دل
غریب و بی کس تنها شد این دل
نمیدانم چرا از ابر گریان
نصیب ما نشد یک قطره باران
نمیدانم چرا با ما چنین کرد
دل دیوانه را عاشق ترین کرد
نمیدانم چرا  سبزی خزان شد
وجود خنده ای بر ما گران شد
نمیدانم چرا دلها شکسته
زمین و آسمان از هم گسسته
نمیدانم چرا من را فدا کرد

/ 0 نظر / 15 بازدید