سهم من از همه دنیا یه قفس بود

از جدا شدن نوشتی

رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم

نازنینم یا تو یا مرگ

به تو گفتم باورم کن

میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی

هم قفس خدانگهدار

بنویس مهلت موندن

یه نفس بود

سهم من از همه دنیا

یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته

واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم

مثه دستات سرد سردم

من که تو بن بست غربت

زخمی از آوار پاییز

فکر چشمای تو بودم

با دلی از گریه لبریز

شب عاشقونه ی من

که حروم شد

مهلت بودن با تو

که تموم شد

ندو نستم باید از تو می گذشتم

وقتی از غربت چشمات می نوشتم

بنویس مهلت موندن

یه نفس بود

سهم من از همه دنیا

یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته

واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم

مثه دستات سرد سردم...

/ 0 نظر / 14 بازدید