تنها دلیل زندگیم...... با یه غمی دوست دارم

333

سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی
آره بازم منم همون دیونه ی همیشگی
فدای مهربونیات ، چه می کنی با سرنوشت ، دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشتم
حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه
جای نگاهت بدجوری تو سحن چشمام خالی
ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون ، فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون
فدای تو....یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه
غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه
چادر شب لطیف رو از روت شبا پس نزنی
تنگ بلور آبتو یه وقت نا قافل نشکنی
اگر واست زحمتی نیست پای قرارمون بمون
منم تورو سپردمت دست خدای مهربون
راستی دیروز بارون اومد ، منو خیالت تر شدیم ، رفتیم تو قلب آسمون با ابرا هم سفر شدیم
از وقتی رفتی آسمون پر از کبوتره ...زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره
فدای تو نمیدونی بی تو چه دردی کشیدم حقیقت رو واست بگم به آخر خط رسیدم
نمیدونی چقدر دلم تنگ برای دیدنت ،برای مهربونیات ،نوازشات ،بوسیدنت
به خاطرت مونده یکی ،همیشه چشم به راهته...یه قلب تنها و کبود هلاک یک نگاهته
من میدونم...من میدونم همین روزا عشق من از یادت میره
بعدش خبر میدن بیا که داره دوستیت میمیره
عکسای نازنین تو با چندتا گل کنارمه ،یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دلیل زندگیم با یه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر ،مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچ وقت نگیر؟
دلم میخواد یه چیزیو بدونی
دیگه نه عاشقی نه مهربونی
میگم شبا ستاره ها تا میتونن دعات کنن...نورشون رو بدرغه ی پاکی خنده هات کنن
تنها دلیل زندگیم ....با یه غمی دوست دارم
/ 0 نظر / 8 بازدید