دل من

دل من خستگیات خیلی زیاده میدونم


دل من تنهاییات پرازسواله میدونم


دل من خندیدنت فقط تو خوابه میدونم


دل من آرزوهات نقش برابه میدونم


دل من تحملت مثله یه کوهه میدونم


دل من عاشقیات مثل جنونه میدونم


دل من صبوری و کسی سراغت نمیاد


دل من خسته ای و صدا ازت در نمیاد


دل من امید تو فقط باید خدا باشه


دل من تنهاییات باید پر از دعا باشه

/ 25 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید زبردست

سلام گلم .•*. .•*..*•.ســــــلام مهربون هميشگي .•*..*•. .•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*خوبي؟... .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* .•*..•*..*•. .•*..*•. . من آپم .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*. منتظرتونم... .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. . -´´´´#####´´´´´´####.•*..*•. .•*..*•. ´´########´´#######.•*..*•. .•*..*•. ´############´´´´###.•*..*•. .•*..*•.شاد باشي مهربون #############´´´´´###.•*..*•. .•*..*•. ###############´´###..•*..*•. .•*..*•. ############### ´###..•*..*•. .•*..*•.. ´##################.`.•*..*•. .•*..*•. ´´´###############..•*..*•. .•*..*•. آرزومند آرزوهــــاي قشنگت ´´´´´############.*.•*..*•. .•*..*•. ´´´´´´´#########.`.•*..*•. .•*..*•. ´´´´´´´´´######..•*.

آفتابگردون

"شکستنِ دل"، نتیجه ی همنشینی با دیگرانه و "مردنِ دل" نتیجه ی تنهایی و گوشه نشینی! حالا شما بگین: دلِ شکسته بهتره... یا مرده؟! -------------------------------------------------------------------------- به هرحال بعید میدونم تو این دور و زمونه کسی سالمشو تو سینه ش داشته باشه اگه کسی میخنده فکر کنم واسه اینه که دکتر نرفته! من که طعم مرده شو چشیدم،.. شکسته شو ترجیح میدم

آفتابگردون

ولی نه... هنوز یه کسایی دل سالم دارن... کسایی که دلشون، به صاحب اصلیش تعلق داره.. مثل شما و خیلی از خوبای دیگه که من تو این مجازیکده شناختم و معدود عزیزایی که تودنیای واقعی، دور و برم دارم...

دلتنگی های یک عمه

هوس باد بهارم به سوی صحرا برد باد بوی تو بیاورد و قرار از ما برد هرکجا بود دلی چشم تو برد از راهش نه دل خسته بیمار مرا تنها برد . شعرتان بسیار زیباست[گل]

حقیقت

حکایت گنجشک و خدا روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت: " مي آيد، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست. " فرشتگان چشم به لب هايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود: " با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست." گنجشك گفت: " لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام. تو همان را هم از من گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟ چه مي خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند. خدا گفت: " ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. " گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود. خدا گفت: " و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي. " اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي

حقیقت

ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد. سلام و ممنون که سر زدی

صادق

سلام کم پیدایی؟ آپ میکنی و خبر نمی کنی[عصبانی] قشنگ بود دل من چند وقتیه کمی شبیه دله تو شده

dafodill

خیلی وقت بود که نبودم حالا مدتیه اومدم خوشحال میشم بهم سر بزنی

الیکا

خيلي وبت زيباست دوست گلم [گل] واقعا صادقانه است [گل][گل]

روح سرگردان

سلام دیهیم عزیز سال نو بر شما و خانواده مبارک ممنون از حضورتون و جملات زیبایی که نوشته بودی بازم منتظر شما هستم