مرا

این درد و غم عشق ببین چگونه مرا پرورش داد
گوئی آتش قیامت مرا خاکستر کرد
زخمم را بخیه می زنند اما چه فایده ای دارد
طبیبم کسی شد که خودش مرا شکست
آنقدر در حسرت هجران صبر کردم که دلم خون شد
مانند کودک یتیم اشک چشمانم خفه ام کرد
نسیم بهانه ای برای داغون شدنم بود
یکی جمعم کرد و دوباره بر خاکم خلق کرد
بر دل لاله به جای بزک با آتش داغ کشیدند
زندگی نیز با هزار فریب مرا دوباره زائید
بگو چگونه تخم من در خاک جوانه بزند؟
آخر زیبایان آتش رو خودشان به تیرم زدند
چه خوب که صائب به خط خوش نوشته شد
این طالع پر حسرت در عمرم کم خسته ام کرد؟

ترجمه شعر ترکی

/ 15 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ا و را ن و س

ســــــــــــــــلام: عالی بود خیلی قشنگ بود [گل]

daffodil

سلام دوست من.اپتو خوندم.متن دل نشینی بود. ممنون که خبرم کردی و بهم سر زدی.منتظر حضور گرمت هستم.اهنگ وبلگتو خیلی دوست دارم. راستی بهم میگی عکساتو کدوم سایت اپلود میکنی؟ tiypicبسته.[گل]

برف

سلام زيبا بود [گل][لبخند] فرق است بين دوست داشتن و داشتنِ دوست .. دوست داشتن امري لحظه ايست .. ولي داشتنِ دوست استمرار لحظه هاي دوست داشتن است . . .

فهيمه

سلام آقا محمد شعرقشنگي بود موفق ومويد باشيد در پناه حق

مهیار

سلام محمد جان... چطـــــــــــــوری؟[لبخند] عالی بود، بعد این که لطف میکنی این ترکی ش رو هم بذاری... راستی شعر از کی بود؟ استاد شهریار؟[سوال]

BaHaR

بسیار زیبا بوددددددددددددد[گل]

daffodil

خدایا صدای تمام عاشقانت تو عرش ملکوتت پیچیده تو حافظ عاشقانت باش موفق باشی دوست من.طاعاتت قبول