کاش معشوقه ز عاشق طلب جان میکرد

من در عشق تو نه فقط دل بلکه هستی ام رو باختم

آغوش من مثل چشات زانو بغل بسته شدن 

تکیه به در رو به دیوار همه ازم خسته شدن 

خندشون به گریه هام بسه دیگه 

من دیگه چیزی ندارم وقتی تو رفتی دیگه... 

باور ندارم و میخوام همش فقط یه خواب باشه 

اما نمیشه نبودت توهم و خیال باشه 

عکست جلوی چشممه صدات هنوز تو گوشمه 

قبول دارم دوری تو تو زندگی سهم منه  

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۸| ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ| توسط محمددیهیم| نظرات () |
داغ کن - کلوب دات کام


قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت