کاش معشوقه ز عاشق طلب جان میکرد

من در عشق تو نه فقط دل بلکه هستی ام رو باختم

ممکنه خیلی از آدمها برای یکبارهم که شده تو زندگیشون عاشق بشن و از پشت پنجره نگاهشون

ابرهای بی شکیب عشق رو تماشا کرده باشن و هم آواز با ترنم باران، عطش عشق رو از کویر سوزان دل

شسته باشن... اما سوال اینجاست: که آدمها تا چقدر تونستن عاشق واقعی باشن؟ یا به عبارتی بهتر آیا

عشقهای آدمهای عصر ما آنچنان زلال و حقیقی هست که بتونه سبب ساز نزدیکی به خدا باشه؟ یا اینکه

ذهنیت بسته بشر فقط به بعد ظاهری و زود گذرش معطوف شده و بس؟ مگر نه اینکه حتی یکبار تجربه

ی عشق پاک زمینی میتونه پل پیوندی باشه در راه رسیدن به توانایی ادراک هرچه بیشتر عشقی ناب تر 

 و زلال تر  نسبت به پروردگار بی همتا یعنی خدای خوبیها که معشوق راستین و حقیقی ما آدمهاست.

من احساس میکنم در این دنیا چیزی زیباتر، زلال تر و لطیف تر از دوست داشتن نیست حتی عشق! یادمون

باشه که دوست داشتن بالاترین حسیست که زاده ی روح ابدی خداست. در واقع نهایت تمامی عشقها از

یک مبدا نشات میگیره و اون هم عشق درونی به خداست خدایی که سرمنشا راستین دریای دلدادگیهاست.

 پس میتونیم به این باور برسیم که هر عشق پاکی میتونه رنگ و بوی خدایی به خودش بگیره البته

 خیلی از آدمهای دیگه برعکس دسته ی اول ممکنه مغرورانه عشق و دوست داشتن رو به باد تحقیر

بگیرن و خیلی ساده از کنارش عبور کنن به همین راحتی... شاید تصویر عشق از فرط زیبایی به چشم

حقیر بعضی آدمها نمیاد. من به این باور رسیدم که با دوست داشتن دیگران هیچ وقت تحقیر نمیشیم در

واقع کسی حقیره که به اعتبار اسم آدم توی دنیای آدمها زندگی میکنه اما بویی از انسانیت نبرده شاید

از دیدگاه بعضی ها گله آمیز به نظر بیاد  ولی با کتمان حقیقت هم نمیشه حق مطلب رو ادا کرد همچنان

که جبران در گوشه ای از نوشته های خود اینطور مینویسد"اگر خداوند به زمین چنان موهبتی بخشیده

که بذرهای بیجان را در آغوش محبت خود بگیرند پس چرا دردل آدمها چنان فضلی قرار نداده که در دل آ

دمهای دیگر نسیم زندگی بدمند؟ " این روزها تصویر عشق واقعی تو آینه دلهای مردم غبار داره این روزها

دیگه گلهای شیشه ایی عشق تو چشمه ی خشک باور آدمی سبز نمیشه. پس بیایید صادقانه باور کنیم

که ما آدمها ذاتا قابلیت اینو داریم که دیگران رو دوست بداریم و متقابلا بی بهانه به دیگران فرصت بدیم که

ما را دوست بدارند همان طوری که الماس با وجود تراشهای سخت خاصیت گوهر گونه بودنش رو در ذات 

دست نخورده اش حفظ میکنه و قابلیتش رو داره که بدون کوچکترین کاستی تا ابد الماس بمونه. پس

هرگاه تونستیم خیلی ساده و بی ادعا  بدون هیچ چشمداشتی نسبت به دیگران مهربون باشیم و در

دریای پرتلاطم زندگی، جزیره متروک عشق رو پیدا کنیم هر گاه تونستیم منزلت عشق واقعی رو  فقط در

گوشه ای از قلبمون احساس کنیم میتونیم خوشحال باشیم که در وانفسای دنیای پر نیرنگ جاهلین

دریچه ای از سوی خدا به روی ما باز شده است...

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٢٢| ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ| توسط محمددیهیم| نظرات () |
داغ کن - کلوب دات کام


قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت