کاش معشوقه ز عاشق طلب جان میکرد

من در عشق تو نه فقط دل بلکه هستی ام رو باختم

آنقدر خوبی که در یک لحظه عاشقت شدم,عشق را با تمام وجود احساس کردم و
اسیر قلب وفادارت شدم!
آنقدر مهر محبت در دلت است که باور کردم مثل تو هیچکس در  این دنیا نیست!
معنای وفا را برای بی وفایان معنا کردی و ثابت کردی که چقدر به عشقمان وفاداری!
یک آغاز دیگر با قلب پر احساس تو,آغاز راه خوشبختی با تو ای همسفرم,چقدر زیباست
و چقدر رویاییست!
آنقدر ساده و بی ریایی که مهرت در همان لحظه اول به دلم نشست!
مهرت مثل یک شبنم بر روی گل,مثل بوسه ای از سوی تو,چه عاشقانه به دلم نشست!
آغازی که گویا هیجگاه پایانی نخواهد داشت,احساس نمی کنم لحظه تلخ جدایی را!
تو بهترینی ای مهربان,تو برترینی در میان همه عاشقان!
این زندگی تا آخرش با تو بهار است,این قلب بی طاقتم تا آخرش برای قلب پاکت است!
آنقدر برایم عزیزی که این دلم لحظه به لحظه آرزویش در کنار با تو بودن است عزیزم
دلم می خواهد آن لحظه که در کنارمی برایم با آن صدای مهربانت,درد دل
های عتشقانه ات را بگوی و نگاه به چشمهای مهربانت کنم و گوش کنم به حرفهای شیرینت,
دستانت را بفشارم و بگویم که خیلی دوستت دارم!
چه زیباست آن لحظه که سکوت فضای عاشقانه مارا فرا می گیرد,لحظه ای
که تو به چشمهایم خیره می شوی و من نیز با
صدای آهسته میگویم دوستت دارم و سکوت را با این کلام مقدس می شکنم!
اگر بگویم تا آخرش با تو هستم,اگر بگویم که هیچگاه تورا تنها نمیگذارم  باور میکنی؟
باورش خیلی سخت است,در این زمانه که دلهای بی وفا فراوان است
اما تو ای همیشه ماندنی باور کن که با تو میمانم تا آخر راه زندگی!
اگر بگویم جز تو هیچگس را در زندگی ام ندارم,اگر اعتراف کنم که تنها
تورا در قلبم دارم باور میکنی که من چقدر تورا دوست دارم؟
باور کردنش سخت است اما امتحان آن مجانیست,قلبم را از سینه بیرون می آورم
تا باور کنی که تنها تو درون آن هستی اما بعداز آن قرار ما سر مزار من است!
پس میخواهی باور کن,میخواهی باور نکن اما به عشق پاکمان قسم باور کن که
خیلی دوستت دارم...خیلی دوستت دارم...خیلی دوستت دارم.......!

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٢| ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ| توسط محمددیهیم| نظرات () |
داغ کن - کلوب دات کام


قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت